پریروز که آفیسر گفت ویزا شدی گریه ام گرفت. همه فکر کردن اشک شوقه. اما برای من شروع آشوب بود.
چقدر آینده مبهمه. نمیدونم دووم میارم یا میشکنم.
خوشحال نیستم. کاش خدا اگه هست، یه دستی برسونه و ویزای علی رو هم بده.
برچسب:
نویسنده: هلیا بهرامی
تاريخ: چهارشنبه
16 اسفند
1402 ساعت: 0:50